سلام بچه لوس

دیروز زنگ زدی فقط 3 دقیقه حرف زدیم گفتی اگه از نظر مالی نتونی کمکم کنی حتما معنوی هم نمی تونی. آخه چرا فکر می کنی من نمی خوام کمکت کنم . نه عزیزم من نمی تونم بهت از نظر مالی کمک کنم .
دیروز با این حرفات کاری کردی تا عصر تو اتاقم بودم ساعت 7 دیوونه شدم لباسام را پوشیدم و زنگ زدم تاکسی اومد مامان می گفت با ماشین برو ،بذار بابات ببردت. گوش نکردم 10بار با راننده گفتم دور زد تا بالاخره پیدات کردم نتونستم به یه دقیقه دیدنت اکتفا کنم اومدم مغازت . این دوستات هم که طبق معمول دست از سرت بر نمی دارند ولمون نمی کنند .کمتر از 2 دقیقه تو مغازت بودم
باورم نمی شه من که هیچ وقت احساساتی نیستم نمی تونم دوریت را تحمل کنم من هنوز نمی دونم بهشتی شدم یا جهنمی ؟من از تو یه بت ساختم و فقط می پرستمت عزیزم اگه این کار اشتباهه من تاوانش را می دم