تف و لعنت به تو ای عشق که منا بیچاره کردی

لعنت به اونایی که آدما عاشق می کنن و می ذارن میرن

لعنت به اونایی که معنای عشقا نمی فهمن و مسخره اش می کنن

لعنت به اونایی که...........

و لعنت به عرفان و آدم هایی مث اون

من موفق شدم

سلام
مرسی ازهمه اونایی که آمدن و نظر دادن آمدم بگم الان دارم مهندسی میخونم.
و وقتی بعد از6ماه گوشیم را روشن کردم بهم زنگ زد و فهمیدم خیلی به فکرم بوده اما من واسم مهم نیست . هفته ای 2-3 بار زنگ میزنه اما من میخوام برم دنبال زندگیم

غروب عشق

سلام

گل همیشه نازم نبودی چاره سازم نکردی مهربونی به قلب پر نیازم

آخه این اسمش وفا نیست راه و رسم عاشقا نیست

وقتی که دلم گرفته دل شکستن که روا نیست

 

تو تو تو تو تو تو

تویی که بر سر من عشقتو منت میذاری

رنجی که به من میدی پای محبت میذاری

تویی که با همه مهری که میگی به من داری

پس چرا سوختنمو پای عادت میذاری

محتاج محبتم خدایااااا مددی کن

شاید که خدا بگیره دست پر نیازم

شاید که خدا بتونه باشه چاره سازم

 

تویی که بر سر من عشقتو منت میذاری

رنجی که به من میدی پای محبت میذاری

تویی که با همه مهری که میگی به من داری

پس چرا سوختنمو پای عادت میذاری

محتاج محبتم خدایااااا مددی کن

شاید که خدا بگیره دست پر نیازم

شاید که خدا بتونه باشه چاره سازم


فرا رسيدن سال نو را به همتون تبريك مي گم.

اومدم بگم عاشق رفت واسه هميشه، بله، من دارم ميرم تا بتونم خاطرات عرفانم را فراموش كنم. من رفتم تا عشقي را كه باعث آزرام شده بود ، عشقي كه من را خرد ميكرد و سرانجامي هم نداشت را به دست خاطرات بسپرم. من تو اين مدت خيلي با اون، با ناز و قر و عشوه هاش، بهونه گيري هاش ساختم. اما خودش ميگه من اين كارا را كردم تا تو وابسته نشي.

اما عرفان تو من را تشنه ي تشنه مي كردي و بعد رهام مي كردي، اما اين بار من رفتم تا تو بفهمي چه كسي را از دست دادي .

عاشق خسته شده از دست فخر فروشي هات، اما يادت باشه اون روزي كه تنها بودي اون روزي كه پول مي خواستي اون روزي كه موبايل نداشتي اوني كه به دادت رسيد من بودم.

من خطم را 12 روزيه كه خاموش كردم اما جالب اينه كه اگه مثلاْ همين طوري چند دقيقه روشن كنم مي بينم كه اون داره زنگ ميزنه. ديروز هم 3 دقيقه روشن كردم اون زنگ زد من هم جواب ندادم و خاموش كردم.

من 15 شبانه روز كامل نخوابيدم حتي يه لحظه، باورتون ميشه. دكتر به من مي گفت مگه ممكنه كسي 15 شبانه روز نتونه حتي لحظه اي بخوابه.اما من مي گم ميشه اگه كسي بخواد عشقش را تو وجودش بكشه اگه بخواد پا بذاره رو همه چيز و بره اين طوري ميشه.

من چيزي از دست نمي دم ، درسته كه تويي كه عشقم بودي را از دست ميدم اما اين را بدون تو چيز گرانبهاتري را از دست دادي. من مي تونم تمومه نا مهربوني هات را فراموش كنم اما اين را مي دونم تو هيچ وقت نمي توني محبت هاي من را فراموش كني.

اما آقا عرفان من نفرين نمي كنم مي خوام عاشق شي ديوونش بشي واسه ديدنش خودت را به هر آب و آتيشي برني اما اون بي احساس برخورد كنه تو را به خاطر كارات مسخره كنه.اميدوارم زود بفهمي كه چه اشتباهي كردي اما كاش دير نشده باشه.

يادتونه پست قبلي سالگرد عشقم را جشن گرفتم اما حالا دارم ساز رفتن مي زنم من همه ي تلاشم را كردم اما اون بي وفاي سنگ دل خيلي اذيتم كرد. من تمام خاطراتم با اون را يادمه و فراموش نمي كنم(سعي مي كنم كم كم فراموش كنم).

اين اخرين پسته، اما نه ، من ميام دوباره اما اين بار از موفقيت هام مي نويسم. به جاي وقتي كه به عرفان اختصاص دادم به خودم و آرزوهايم اختصاص ميدم و ميام واسه شمايي كه هميشه باهام بودين تعريف مي كنم. اما اين را بدونين كه الان خيلي تنهام، خيلي خستم، تو ذهنم پر از علامت سواله و پرسش.

فقـــــــــــــــــــــــــــط خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا تو كمكم كن تا بتونم اين مراحل سخت را طي كنم.


سالگرد عشقمون مبارك


سلام

خوبين؟

اولا تسليت مي گم به خاطر شهادت سرور و سالار شهيدان.

ثانيا امروز سالگرد عشق من و عرفان.

1
سال از اون روز مي گذره و من هنوز دوستش دارم نه عاشقشم. اون روز به روز د لبرتر مي شه و من عاشق تر.

ديشب تا حالا تو آشپزخونس، بله ، درست خوندين. ايشون واسه عزاي امام حسين در حال آشپزين. هر چي زنگ زدم گوشيشون را برنداشتن. البته يكشنبه به درخواست ايشون من به مغازشون رفتم(البته بعد از 4 ماه).

دوشنبه هم واسش ژل خريده بودم اومد بهش بدم و بعد با هم رفتيم شركت دوست بابام. 2 ساعتي با هم بوديم. خيلي دوست داره وابسته تر نشيم اما مگه ميشه ؟ اون نگران آيندمه و من از اين عشق خيلي چيزا ياد گرفتم.

طريقه آشناييمون را تو http://www.2erfan.blogfa.com/post-24.aspxآآشآ
بخونين.
خدايا عاشقم عاشقترم كن سراپا آتشم خاكسترم كن


سلام
من پنج شنبه 1 ساعتي پيشش بودم
الهي فداش شم

مرسي اقا عرفانم كه امشب من را درك كردي

سلام

خوبين چطورين

مرسي از سياوش وشهاب و همه ي عرفان هاي ديگه و بچه هاي ديگه كه ميان به من و عرفان سر ميزنن. آف گذاشته بودين  كه چرا آپ نمي كني  و از خودت بگو باشه. من چند روز مريض بودم . الان هم دكتر گفته داري ميگرن عصبي ميگيري

آخه تصورش را بكنين مني كه از ارديبهشت تا الان دنبال كارهاي اموزشگاهم ، الان بايد به من بگن كه شرمنده شما 25 سالتون نيست برين تا 25 سالگيتون اينا همه به كنار به من ميگن معلمي خوب باشه قبول بايد بري هرند درس بدي از اين جا تا اون جا حداقل70 كيلومتر راهه اينا همه به كنار كارت مربيگريم را به اين دليل كه قراردادم تموم شده صادر نكردن يعني كارتي كه ماه مرداد بايد ميدادن ندادن تا حالا .از بس كلاس رفتم و دنبال اون كار و اينكار بودم دارم ديوونه ميشم خسته شدم اينا همه تلاش حالا خيلي راحت ميان ميگن قوانين عوض شد باورتون ميشه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اما من دست از تلاش برنميدارم من با اين سن كمم معلم هنرستاني ها هستم تازه با 2سال سابقه كار ، همه من را با بچه هاي مدرسه اشتباه ميگيرن

من با اين ها همه مشغله ،  دارم دندونپزشكي را به صورت تجربي ياد ميگيرم و واسه مدركم بايد برم تهران .

اما نميرم چون اينا همه تلاش كه اين جا داشتم تموم ميشه

سال ديگه اين مدرك توي اصفهان هم صادر ميشه

اينم از خودم

حالا از همه چي بگذريم و عفي جونم را بگم ايشون خوبن امروز 1ساعت پيششون بودم آخه حالم بد بود ميخواستم باهاش درد و دل كنم اون هم مرتب زنگ ميزد و احوالم را ميپرسد و امروز هم گفت بريم پيش هم. البته نيم ساعت دير اومد و من هم كلافه شده بودم باهاش بد خلقي كردم اما اون ميدونه چه طوري راضيم كنه

با هم در مورد همه چي صحبت كرديم مثلا اين كه عرفان مي خواد ازدواج كنه البته تا ازدواج كنه طول ميكشه اول بايد دنبال يه كيسي بگرده  

بعد من هم گفتم فقط به 3علت ازدواج ميكنم 1-عشق و علاقه زياد(اين چيزا از من بعيده)2-يه آدم خارجي3-پول خيلي خيلي خيلي زياد

اينا يعني اين كه من ازدواج نمي كنم واينا همه بهونست خلاصه با خودم عشق ميكنم

با ايشون هم گفتم تقصير اون نيست وقتي يه دختر خيلي راحت و بدون هيچ قانوني خودش را در اختيار كسي قرار ميده خوب حالا اين وسط ميخوايم يكي وفادار بمونه مگه ميشه آخه وقتي هيچ كس به خودش نميگه اين آدمي كه من خيلي راحت پيشش ميرم صاحب داره  اين تقصير بعضي از دختراست كه ارزششون را ميارين پايين و اين طوري ميكنن . من توقع ندارم كه اون به من خيانت نكنه

اما اون كسي كه بايد وفادار بمونه منم ، مني كه اومدم و داد زدم كه عشق اول و آخر من عرفان

ديگه هيچ بحثي نمي كنيم آخه اخلاق هامون دست هم اومده و ديگه ميدونيم طرف مقابل چي ميخواد و ديگه لج ( البته بعضي اوقات) نميكنيم

هفته ديگه ميرم اونجا البته به اصرار دادشم و تازه من را بگو با داداشم كه ميرم جلف ميرم بيرون ،حالا چه طوري هفته ديگه مقابل عرفان جلف ظاهر شم من خجالت ميكشم

آخه از وقتي با عرفان صميمي شدم مرتب چادر سرم ميكنم و با حجاب تر شدم اين حق عرفان كه من بهش خيانت نكنم

مرسي اقا عرفانم كه امشب من را درك كردي

خلاصه كه اوضاع خوبه ، اميدوارم همه مثل من عشقشون را ببينن

تو پر رو نيستي باوركن..........

سلام عزيزم بگو من چي گفتم تو با شوخي به من گفتي من تو راواسه ....... مي خوام.منم عصرش عصباني شدم گفتم تو خيلي پر رو شدي تو هم اين را يه هفته ست كه گرفتي و ول نمي كني امشب ميگي من ديگه در موردت نطر نميدم چي شد ؟ من كه گفتم ببخش ولي تو چي من چي ! من و نه ماه رفاقت ، من و اين همه احساس تو را خدا لج نكن من نمي تونم آره راست ميگي به من چه مامان و باباي تو كي هستند آره به من چه قبول دارم به من يا تو اين چيزا به ما ربط نداره اما من نبايد بعد از نه ماه با تو احساس صميميت كنم نه، باشه فكر مي كردم قالي هر چه قدر بيشتر پا بخوره ارزش دار تر ميشه نمي دونستم من واست قالي ماشينيم هر چي پا مي خورم كم ارزش تر ميشم . من را مي بخشي يا نه ؟ من را دوست نداري ؟ عرفانم يادته تو گلم بودي يادته منا با تمام وجود تو آغوش گرفتي ، يادته اينا را يادته اما به من و لجبازي هام لج كردي

واقعا اين عاشقگي چقدر سخته

سلام  ، عرفان جونم بهم زنگ زد روزه گرفتن واسش سخت .

اما تو را خدا اگه كسي اين شبا رشتش به خدا وصل شد واسه من واون هم دعا كنه .‌آخه اين كه نشد من همش دور از اون باشم . عرفان جونم هم خسته شده . اونم نمي دونه چي كنه نه من پيششم نه .......من هم از اين طرف

 
 

واقعا اين عاشقگي چقدر سخته ، من كه مردم از دوري .همش ياد اين شعر افتادم
چه خوشا به حال مرغي كه قفس نديده باشد چه نكوتر آن كه مرغي ز قفس پريده باشد

 
 

من ديروز رفتم اون جا من عاشقم و اون دوستدارمن . كسي تفاوت بين اين دو تا را مي دونه ، بله هر كي عاشقه مي دونه حس من چيه . من و اون با هم لجبازي مي كنيم و از اين آزار و اذيت هم لذت مي بريم .
مثلا من به اون گير ميدم كجا بودي با اين كه ميدونم اون هميشه كجاست و چي ميكنه .

 
 
 
 

يا اون يك هفته زنگ نمي زنه بعد هم ميگه من 2روز پيش زنگ زدم بعد تو حرفاش ميگه كه چه روزي و كي زنگ زده .مي خواد خودش را بي تفاوت نشون بده
يا اين كه سر به سر من مي ذاره و بعد هم اگه كسي واسه من حرف بزنه خودش را ميكشه . الان هم بدون اجازش رفتم اون جا الان هم اون هم داغونه من هم پشيمونم اين بار با اين كه لجبازي كردم اما خوشحال نيستم و من هم ناراحتم
عرغانم من را ببخش به اين خاطر كه عاشقتم نمي تونم ببينم تنهايي و نمي تونم ببينم كه تو جايي باشي و من پيشت نباشم
من هر موقع اون را ميبينم عقل و هوشم را مي بازم اين حالت من را فقط عاشقا مي فهمن شما چي مي فهمين ؟

من ازش بي خبرم

سلام

بچه ها نوشتن چرا آپ نمي كني . بيا اينم از آپ .
اومدم بگم كه ده روزيه كه ازش بي خبرم حالا تصورش را بكن مني كه بدون اون نمي تونم چه قدر حالم بده .
ماه رمضون شروع شده و از عرفانم هيچ خبري ندارم . هر روز دعا مي كنم كه بهم زنگ بزنه اما نه .
شايد باورتون نشه اما در ليست موبايلم با تنها كسي كه حرف زدم اونه .راستي بلاگ حميد و الهام هك شده و من ناراحتم .
از اين همه حسادت ناراحتم . عين ادمايي كه دور و بر عرفانن تا مي بينن من و عرفان با هم صميمي شديم 2باره اذيت ميكنن.
راستي حال و حوصله موعظه ندارم كه چه مي دونم اين آدم بده و چيزه و پيف و ...... من اين آدم را بارها و بارها امتحان كردم همه ي كاراش را ميدونم

راستي يه كاري مي خوام بكنم عرفان گفته نيا مغازم (به خاطر مطلب پست اين من و سادگي و .......) اما من مي خوام شلوار كوتاه و يكي از مانتو جلفام را بپوشم و با كلي آرايش برم مغاز ش ،تا همه ي دوستاش من را ببينن ، و بعد مي دونين چي ميشه آقا عرفان ما هم حس حسادتش گل مي كنه و بعد هم واي!!!!!!

می خوام بگم دوست دارم یا تو یا هیچ کسه دیگه

به خاطر تو می خونم یا تو یا هیچ کسه دیگه
قدر چشاتو میدونم یا تو یا هیچ کسه دیگه
به خاطر تو می شکنم یا تو یا هیچ کسه دیگه
من از تو دل نمی کنم یا تو یا هیچ کسه دیگه
به خاطر من نرو به عشقمون تکیه کن
بغضتو بشکن واروم اگه می خوای گریه کن
به خاطر من بمون تو خاطرت می مونم
خودم ستارت می شم تو می شی اسمونم
به خاطر من بیا من که برات می میرم
بیا و فریاد بزن حرفم و پس می گیرم حرفم و پس می گیرم
می خوام بگم دوست دارم یا تو یا هیچ کسه دیگه
بی تو نفس کم میارم یا تو یا هیچ کسه دیگه
می خوام بگم دیوونتم این و همش دلم می گه
بزار بگن دوست دارم یا تو یا هیچ کسه دیگه
به خاطر من نرو به عشقمون تکیه کن
بغضتو بشکن واروم اگه می خوای گریه کن
به خاطر من بگو بگو هرگز نمیری
بگو که موندگاری حرفتو پس می گیری
به خاطر من بخند تا دوباره بهار شه
عاشق قلعه نور اسب طلا سوارشه اسب طلا سوار شه
می خوام بگم دوست دارم یا تو یا هیچ کسه دیگه
بی تو نفس کم میارم یا تو یا هیچ کسه دیگه
می خوام بگم دیوونتم این و همش دلم می گه


سلام

من امروز صبح 2ساعت كامل پيشش بودم
با هم حرف زديم ار همه جا گفتيم . حالا ديگه هيچ اذيتي به من نمي رسونه . با من مي سازه به حرفم گوش ميده ، بهم احترام مي ذاره عين همون روزاي اول
بهم اطمينان كرده تمام مسائلمون را با هم مطرح مي كنيم ، ديگه هيچ بهونه اي نمي گيره و تازش هم با من راحت صحبت ميكنه
خوشحالم من اون را بدست اوردم بهم بگين ايــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــول
اما اين راه ، راه سختي بود تو همين بلاگ داد زدم گفتم ميرم ، گفتم هوسبازه اما نبود اون منا امتحان مي كرد

تو را خدا دعام كنيد ، دعا كنيد هميشه داشته باشمش

من 2باره برگشتم

سلام
هيچ كي اين را نمي دو نه كه من بدون اون مييمرم من نمي تونم بدون اون باشم اين را چرا هيچ كس نمي فهمه
اين موضوع را همتون مسخره كنين باشه الهي همتون مثل من شين
عاشق شين نه ببينينش ، نه با هم حرف بزنين ، نه جايي كه هم را بتونين ببينين

من امشب خيلي خوشحالم آخه بعد از 2ماه عزيزم را روز 30مرداد ديدم چند دقيقه پيشش بودم.
من اشتباه مي كردم اون فقط يكم شيطونه
من اين قدر عصباني بودم كه همه چيز را ناديده مي گرفتم
امروز هم دوستش زنگ زد و گفت من را دوست داره ، اما من فــــــــــــــــــٍقط عرفان را مي خوام مي فهنين ؟

گر مي داني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ، مهم نيست كه او مال تو باشد ، مهم اين است كه فقط باشد : زندگي كند ، لذّت ببرد و نفس بكشد کاش مي شد تو حين سختي بازم عاشق بمونيم

من دارم واسه هميشه ميرم

اين نامه را واسه تو مي نويسم واسه تو اما مي دونم اون را هيچ وقت نمي خوني اما من واسه دلم مي نويسم من واست همه كاري كردم بهت پول دادم دقيقه به دقيقه باهات بودم واست هر كاري خواستي كردم
پا رو دلم گذاشتم پا رو غرورم
از پس دخترا وقت و بي وقت نازت را كشيدند لوس شدي ديونه شدي نمي دوني عشق ، علاقه و محبت واقعي يعني چي
باشه من واسه هميشه ميرم تا تو آدم لحباز و متكبر بدوني كي را از دست دادي
بدوني فقط من با ناز و عشوه هات ساختم من تو را فقط واسه خودم خواستم آره تو عاشق نبودي تو عشق را نمي فهميدي
حيف اشكام ، حيف دعاهام ، حيف خودم و غرورم
تو من را تنها نذاشتي بلكه اين منم كه دارم ميرم چون بالاخره فهميدم همه ي مردها پستند هيچي نمي فهمند احساس سرشون نمي شه

من نميتونم ديگه خسته شدم ديگه نمي كشم ديگه نمي خوام به دلم گوش كنم دلم ساده ست نمي تونه دروغ بگه نمي تونه بي وفايي را تحمل كنه نمي تونه تو را نداشته باشه و بگه تو را دارم

دوستت دارم هاي تو اميد موندن ميده

خدا يا عاشقم عاشقترم كن
سراپا آتشم خاكسترم كن

جيگري سلام
من هفته پيش 200تومن به عرفان دادم و فردا هم مي خوام برم واسه روز مرد واسش كيك سفارش بدم و واسش هديه بخرم.
داشتن اون لذت زيادي داره ، من خيلي خوشحالم. يكم بهش گير ميدم كه كجا مي ري ، كجا بودي ?اخه من نمي تونم ببينم كه اون ناراحت و غمگين باشه .
اين هفته 2روزبه قم رفتم. مي خوام علم طب ياد بگيرم.وآزمايش عدم اعتياد و اين جور حرفا دادم آخه مي خوام يه آموزشگاه تاسيس مي كنم .
عرفان هم مشوق من شده و هر روز به موفقيت من كمك مي كنه . هر موقع از كارهاي اداري خستم از لحاظ روحي كمكم مي كنه و دلداريم ميده .
تو فكرم كه اگه عرفان نبود يا حتي اگه 2روز ديگه نداشته باشمش چي كار كنم اما حالا را عشقه نه 2روز ديگه را.


به كي بگم ....

جيگري سلام
من امشب اين پست را فقط واسه دلم مي ذارم ، واسه دلي كه الان 5 مامه درگير شده و عاشق شده و نمي دونه كه چي كنه ؟
ولي من
به كي بگم كه هنوز هيچي نشده قهر كرده و 3روزه كه زنگ نزده و شايد هم ديگه نزنه ،
به كي بگم كه عشق من كم طاقته و كم حوصله ،
به كي بگم از من كه ناراحت ميشه فقط تو خودش مي ريزه و قهر مي كنه ،
به كي بگم كه من خستم و پريشب اين قدر گريه كردم كه دوستم گفت ميرم و باهاش حرف ميزنم ولي من نذاشتم ،
به كي بگم كه من دلتنگم ولي نميرم ببينمش ،
به كي بگم ..........................................
خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا فقط به تو مي گم

ادمه مطلب قبلي ......

...........و گفت 1شنبه بيا گفتم نه مي خوام برم آرايشگاه واسه موهام بهم گفت موهات را كوتاهه كوتاه نكن من دوست ندارم و من رفتم و تا 24/11 كه قرار شد هم را ببينيم من گفتم بايد كلاس شاگردهام را لغو كنم اون هم فكر كرد من منت مي ذارم و ناراحت شد و قطع كرد و من هم هرچي زنگ زدم برنداشت من هم كلاسم را لغو كردم و اومدم خونه زنگ زدم دوستش برداشت و گفت من دوستشم و هر چي مي خواي بگو من هم هيچي نگفتم اون هم تا ساعت 4باهام حرف زدو گفت بيا نمايشگاه من هم ساعت 5 رفتم ولي عرفان نبود و من هم ناراحت شدم و ساعت 9 برگشتم البته دوستش زنگ زد و گفت بيا يه جايي بريم كه عرفان بياد و من بهش اطمينان نكردم و رفتم و هر چي زنگ زدم برنداشت تا شب عيد كه SMSزد و عيد را تبريك گفت و تا 3/1 من زنگ زدم جواب داد گفتم من ساعت 3ميرم مسافرت و نميتونم گوشيم را ببرم و اون هم گفت تا ساعت 3 زنگ مي زنم و تا توي فرودگاه به گوشيم نگاه كردم و زنگ نزد و من هم رفتم تا 7/1 اومدم و گوشيم را روشن كردم و هر چي زنگ زدم برنداشت و دوستش گفت رفته كيش و تا 14/1 گفت ساعت 4صبح زنگ بزن و اگه برداشتم ابت حرف مي زنم در غير اين صورت هر كي راه خودش
من ساعت 3:50صبح زنگ زدم برنداشت تا صبح زنگ زدم و خاموش كرد من هم كلافه از دست خودم كه چرا غرورم را زير پا گذاشتم و ..............
رابطه من با دوستش شروع شد و هر روز زنگ مي زدم و ازش مي خواستم عرفان را راضي كنه و اون هم مي گفت باشه و من را نصيحت مي كرد كه عرفان مغروره و تو بايد جور ديگه اي باهاش حرف بزني و تا ابن كه من با شاگردهام به اردوي چند روزه رفتيم و چند تا مسافرت ديگه و بهترين جاها و تفريح ها را مي رفتم و بهترين چيزا را مي خريدم و شاگردهام را زياد كرده بودم و از صبح ساعت 8تا 5 بعدازظهر كلاس داشتم و همش تو فكرش يودم تك تك SMS هاش را مي خوندم و گريه مي كردم و كم كم ديدم با اين كارا اون را يادم نميره و هر كه بهم نگاه مي كرد مثل قبل از رابطم با عرفان اصلا نگاه نمي كردم و هيچ كس را تو خلوتم راه نمي دادم و تو اين تنهايي هيچ كي را راه ندادم و دلم اون را مي خواست چند با آژانس گرفتم و رفتم و نگاش كردم و هيچ خواب درست حسابي نداشنم و تا صبح 2الي3 ساعت مي خوابيدم كم كم فهميدم بالاخره من يكي را تونستم دوست داشته باشم و علاوه بر دوست داشتنش عاشق شدم و هر روز با خودم ميگفتم مگه اين آدم كيه و تو با اين سطح و شخصيت و اين معدل بالا و تحصيلات دانشگاهي اين كارا يعني چي و خودم را گول مي زدم كه دوستش ندارم ولي دروغ بود تا يه روز اتفاقي رفتم تو اون خيابون و اتفاقي دوستم رفت مغازش و اون هم با غرور نرفت تو مغازه من هم عصباني شدم و زنگ زدم و گوشيش قطع بود من هم 100بار به دوستش زنگ زدم و از اون هم قطع بود و من هم كلافه .
بعد 1هفته گوشي دوستش وصل شد و من هم زنگ زدم و گفت بيا يه جا تا اون را بيارم و من هم نرفتم آخه اعتماد نداشتم و گفت با من دوست باش و با من راه بيا تا عرفان را راضي كنم من هم نكردم و ..........
من هم از دوريش ديوونه شده بودم به دوستش گفتم بذار پول قبضش را بدم اما اون گفت غرورش برنمي داره و يه روز عزيزترين كس زندگيم زنگ زد و من هم به تمام آرزوهام رسيدم ...............

ما اين جوري اشنا شديم

امروز مي نويسم كه چي شد با هم آشنا شديم

من روز 28دي خسته بودم به هر كدوم از دوستام كه زنگ زدم بيان بريم بيرون ، نيامدن
من هم زنگ زدم به يكي از بچه هاي دانشگاه كه تو درس و دانشگاه رقيب بوديم
اون هم فوري قبول كرد من هم باهاش قرار گذاشتم بعد هم بابا من را سر قرار رسوند
بابا گفت برسونمتون گفتم نه . من هم 20دقيقه ايستادم تا بالاخره اومد . خلاصه سوار شديم من هم كه خيلي بد چيز انتخاب مي كنم هزار جا رفتيم تا بالاخره ساعت 6 وارد خيابون عرفان اينا شديم و وارد يه مغازه شدم من ادم شوخ طبعي هستم يه پيرمرد اون جا بود و يه پسر
اون پسر هم مودب اون جا نشسته بود
من هم بدون توجه به اون اجناس مغازه را مسخره مي كردم و هي تيكه مي نداختم و مي خنديديم بعد هم تازه فهميدم يه پسر اون جا هست من هم بدون توجه به اون مي خنديديم اون هم ريز ريز مي خنديد و زير نگاهيمي انداخت من هم كه از اون آدم هاي مغرور كه به هر پسري محل ندم
خلاصه پيرمرده گفت كه اين پسر شرط بسته كه شما هيچي نمي خرين . من هم واسه اين كه طبق معمول كه پسرها را مسخره كنم اين كار را كردم و الكي يه چيزي خريدم تا به اصطلاح شرط را ببازه و من هم دوباره از اين كه يكي را اين جوري كله پا كرده بودم خوشحال بودم و تا اومديم بيرون بيايم و چند تا مغازه ديگه سر بزنيم حسابي دير شد و شب شده بود من و دوستم هم چند دقيقه ايستاده بوديم روبروي مغازه اون (البته بعدها فهميدم‌) . و هيچ تاكسي نمي ايستاد من هم هميشه از شب مي ترسيدم و هوا هم سرد بود و من هم با اين كه طبعم گرمه و يه پالتو گرم پوشيده بودم ولي نمي دونم از استرس يا هر چي ديگه سردم بود يه دفعه دوستم جلوي يه پژو را گرفت و من هم فكر كردم آشناهاشه من هم سوار شدم و ماشين حركت كرد و من نگاه به راننده كردم و فهميدم همون پسره و كلي ترسيدم و از كار دوستم كلي تعجب كردم و خلاصه به خودم هزار تف و لعنت فرستادم و گفتم تو تا حالا با اين بيرون نيمده بودي حالا اومدي كه چي بشه و من هم ديدم نه اين آقا پسر هيچي نمي گه و مودب فقط پرسيد كجا ميرين ؟
من هم گفتم اول دوستم را برسونين بعد هم من را .
من هم بادوستم تو ماشين از نذري بابام تو ايام محرم و نموندن من و رفتنم به تهران و دوستم مي گفت كه تنهايي بريم كوه من هم گفتم نه بعد هم نظرش را پرسيدم مودبانه گفت من نمي دونم ، خودتون مي دونين
من هم دوباره بدون توجه به اون حرف مي زدم و بعد هم دوستم را پياده كرد و بعد هم برگشت من را پياده كنه.
تو راه من چند بار گفتم آقا ما مزاحمتون نمي شيم ما را پياده كنين اون هم با عشوه مي گفت نه
من هم اصرار كردم لااقل پولش را بگيره و اون هم قبول نمي كرد يه جه نگه داشت گفت بيا جلو بشين من نرفتم و
تو راه كه تنها بوديم واسه اين رابطه هاي مسخره دختر و پسرها حرف زديم واون هم مثل من گفت بدش مياد و .............
موقع پياده شدن گفت به من سر بزنين گفتم مگه شما اونجا مغازه دارين گفت آره و شمارش را داد و گقت اومدي بهم زنگ بزن و من رفتم و خداحافظي كردم
تو اين اوضاع من كليه درد گرفتم و هيچ كس از اين دكتر به اون دكتر و هر كي يه نظر داد و هيچ كس نفهميد بهترين دكترها و آزمايش خون و سونوگرافي هاي متعدد معلوم نكرد و من با اين قضيه سخت كنار مي اومدم و مي گفتن شايد كليه ات را از دست بدي و تا86/4/10كه معلوم شد اين مشكل مال معده و هضم نكردن غذاست و....
من هم توي بهمن ماه پروژه تحويل مي دادم و هم درد كليه ام و فصل امتحانات بود و من هم زنگ نزدم و يه روز از دانشگاه زنگ زدم و گفتم شما مي دونين فلان استاد تو فلان دانشگاهه يا نه اون هم گفت نمي شناسم .بهش گفتم چرا ما را سوار كردين گفت از روي خيرخواهي من هم گفتم تو سلطان خيريني . گفت نمياين مغازم گفتم نه اما شايد شنبه بيام شنبه رفتم ولي اون نبود من هم از روبرمغازش زنگ زدم گفتم پس چرا نيستين اون هم گفت بيرونم اگه مي خواي من بيام گفتم نه
خلاصه بدم اومد و رفتم تا 11/18 كه من واسه يكي از فاميل هاي با كلاسم مي خواستم خريد كنم و رفتم ساعت 8:40دقيقه بود و بارون شديدي مي اومد من هم كارت تلفنم پيشم نبود از موبايلم زنگ زدم و گفت من ساعت 9 ميام ولي باشه الان خودم را مي رسونم و خلاصه اومد من هم رفتم تو مغازه و اون هم مودبانه حرف زد و من تا ساعت 11:5 اون جا موندم و با هم حرف زديم البته از اين آدماي بي منطق و اين رابطه هاي مسخره.
من هم اومدم و زير بارون اون هم اومد دم در تا من سوار تاكسي شدم اون هم رفت تو مغازه من هم واسش يه sms شوخي فرستادم و اون هم چند تا فرستاد و ساعت 11:40زنگ زد كه رسيدي من هم گفتم نزديك خونمونم و خلاصه اون روز گذشت و من هم ديگه نه زنگ زدم و نه SMS زدم و تا يه دو هفته بعدو اون زنگ زد و گفت آقاي فلاني گفتم نه و بعد دو روز بعدساعت 4 بعدازظهر زنگ زد و گفت كجايي چرا سراغ نگرفتي من هم گفتم كاري نداشتم. اون هم از همه جا حرف زد و نگفت كه چي مي خواد من هم با غرور جوابش را مي دادم .چند بار زنگ زد و من هم نمي دونستم چي مي خواد خلاصه يه روز سر كلاسو شاگردم بودم و اون زنگ زد من هم معذرت خواهي كردم و نتونستم حرف بزنم و بعد يه ساعت زنگ زدم و گفتم كاري داشتين گفت نه مي خواستم حالتون را بپرسم . من هم فهميدم كه منظورش از اين زنگا چيه ولي اون اين قدر مغرور بود كه نمي گفت
خلاصه واسه اولين بار از يكي خوشم اومد و كم كم حرف زديم و يه شب جمعه تا صبح SMS زديم و با هم حرف زديم من هم باورم نمي شد بالاخره از يكي خوشم اومده تا روز 12/17 كه رفتيم با هم بيرون و بعد هم داداشش زنگ زد و 8 دقيقه اي پيش هم بوديم و .....................

شرمنده عزيز

سلام

ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق که نامی خوشتر از این من نیابم
بسی گفتند دل از عشق بر گیر که نیرنگ است و جادوست
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم که زهر است اما نوش داروست.


من هيچ وقت پيش هيچ كس و هيچ فردي تا الان شرمنده نشدم . من فقط پيش دو نفر شرمنده شدم يكيشون خداست كه با توجهاتش و نعمت هاش هميشه من را شرمنده مي كنه و يكي ديگه عزيزترين كس زندگيم عرفان 
من هر كاري كردم نتونستم از شرمنده گي در بيام
چرا من كه همه را شرمنده مي كنم و واسه همه ، همه كاري انجام مي دم چرا نمي تونم واسه اوني كه همه زندگيمه كاري انجام بدم ديشب خجالت مي كشيدم شماره ش را جواب بدم
امروز فهميدم با اين ها همه ادعا كه داريم وقتي كسي را مي خوايم كه كمكمون كنه كسي نيست كه كمك كنه من با اين ها همه ادعا و اين سطح خانواگي حتي نتونستم واسه اوني كه دوستش دارم قدمي جلو بذارم
من همه را مثل خودم ساده و بامعرفت حساب مي كردم ولي هيچ كس به من كمك نكرد تا من هم بتونم به عرفانم كمك كنم
كاش مي گفتن بمير ولي تنهايي و بي كسي عرفان را نبين
كاش مي مردم ، حالا كه نتونستم واسش كاري انجام بدنم

حال با چه رويي بگم نمي تونم ، واي از خجالت ميميرم همش مي گم كاش زنگ بزنه اما نه من شرمندش مي شم
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي

اینا همه غرور از کسی تا حالا دیدین ....

ســــــــــــلـام

چشمهايم را كور مي كنم گوشهايم را كر مي كنم پاهايم را مي شكنم انگشتانم را بند بند مي برم سينه ام را مي شكافم قلبم رادر ميارم حتي زبانم را مي برم و لبم را مي دوزم * اما قلبم را به بيگانه نمي دهم*

امروز 2 بار رفتم تا بالاخره دیدمش .
این قدر تو سفت و محکم ....!!!!!!!!!!!!!!!! آخه یه بار به زبون بیار نمی شه که فقط با کارات نشون بدی که من را می خوای .ولی خوب اینم یه نوع ابراز عشقه
سر سجاده و قنوت این قدر گریه کردم که دیگه نفسم بالا نمی اومد .........
گفتم یا تو مال من بشی یا تو را از من بگیره ولی نه ، دلم با این نیست که تو را از من بگیره


خوشحالم ، آخه تو هستی به کنارم


سلام

همین الان از مسافرت اومدم همین الانه الان ، تو مسافرت که بودم زنگ زدی . گفتی دلم واست تنگ شده .
باشه ببین چه جوری رامت کردم .
تازه تحسینم کردی که نرفتم پیشه دوستت
الانه که می گم :
ای ول ، ای ول داش عاشق را ای ول

بالاخره فهمید عشق را بروز بده نه تو دلش بریزه

من بدون تو تنهاترینم

سلام عزیزتر از جونم

امروز صبح دارم از این جا می رم مسافرت . می خوام که تو را فراموش کنم آخه اخرش که چه ، نمی شه که این طوری من دور از تو و تو هم این جوری سرسختی نشون بدی . آخه تو مغروری و نمی خوای نشون بدی که من را می خوای .

جون تو که عزیزترینی ، جون بابام ( که بدون اون نمی خوام زنده باشم) ،من همه ی همه را مسخره می کنم با نگاه مسخرگی بهشون نگاه می کنم اما تو را نه .
همش به خدا می گم تو را فقط واسه من نگه داره من هم واسه تو .
دست من نیست دل سپردن به تو .

این من وسادگی و این توو.............

سلام

دیشب دوستت نوشته بود که delam mikhad ye hale kojik behem bedi چرا تو این جوری می کنی که هر کسی اجازه بده تو رابطه من و تو دخالت کنه .
ولی طبق معمول دوستات بودند . نمی ذاشتند نگات کنم ..
یکی از دوستات تو این چند لحظه چشم بر نمی داشت. اون دوستت هم گفت با من راه بیا تا رابطتون را درست کنم . ولی من نه گفتم .چرا فکر می کنند اگه کسی گفت کسی را دوست داره هرزه و بیخودیه و هر چیزی را قبول می کنه من به خاطرت می میرم اما تن به این کارها نمی دم ، اون هم ناراحت شد .
تو عصر هم زنگ زدی و گفتی به من دل نبند .
اگه تو تنهایی بپوسم به هیچ کس جز تو فکر نمی کنم . همه ی دوستات تا من را می بینند با من یه جوری رفتار می کنند . می فهمم که اونا از من خوششون ........... اما تو من را .............
آخرش تو من را دیوونه کن تا با دوستات رفیق شم . اما نه من هوسباز نیستم نه این کار را نمی کنم
یه جایی خوندم عشق از بین نمی ره و اگر از بین بره تبدیل به نفرت میشه .


بی تو وعده بهشت را نمی خوام

سلام

چرا امروز و دیروز زنگ نزدی ؟ هیچ کسی نیست که مثل من قدرت را بدونه.
تا کی باید همه چیز را زیر پا بذارم . می دونی من یه معلمم یه آدم تحصیل کرده . یه آدم لجباز و یه دنده ، آدمی که همه حسرت جایگاهش را می خورند آدمی که همیشه معدلش بین 19.5 تا 20 بوده .من تو خونواده ای بزرگ شدم که هر چی گفتم همون بوده .هر چی خواستم داشتم
زنده بودن بدون تو واسم معنا نداره نمی خوام معنا داشته باشه

☺☺  متاسفــــــــــــم برات    ☺☺♥

کوله بار آرزوهات روی دوشت، تا کجاها رفتی با پای پیاده،
رفتی و به هر چی خواستی نرسیدی ،متاسفم برات ای دل ساده
دل به هر کی دادی از سادگی دادی، زندگیت را پای دلدادگی دادی
هر جا که دیدی چراغی پر فروغه ، تا به عشق رسیدی فهمیدی دروغه
ای دل ساده
عاشق ها خسته وغمگین و پریشون، دل بی کس دلک بی سرو سامون
دل زخمی ، دل تنها و تکیده ، دل گریون من و هی دل گریـــــــــون
متاسفــــــــم برات
کوله بار آرزوهات رو کی دزدید ،دل دیوونه به گریه هات کی خندید
عاشق و خسته و غمگین و پریشون ، دل بی کس دلک بی سر و سامون
تو را با هول ولا تنها گذاشتند اون ها که لیاقت عشق را نداشتند ، تک و تنها یی و با پای پیاده
متــــاسفــم برات ای دل ســـــــــاده


دوستت دارم های تو امید موندن میده

سلام جیگ من

امروز2باره حرف آمپول شد . من چند روز دیگه مسافرم و باید برم هرچی می گم بیا که گوش نمی کنی دیگه حرفی نیست برای گفتن

جیگر حساس شدیا

سلام عزیزم

امشب از خونه خاله برگشتم وای دلم واست تنگ شده .به دیدنت نمیام چون می ترسم لوس شی .
20بار این چند روز زنگ زدی و نشد حرف بزنیم آخه دور و برم شلوغ بود .ببخش که نتونستم دلم تنگ شده بی تاب شدم .
میگی فقط تو را دارم دلم گواه که من را می خوای ولی نمی گی چرا ش را خدا می دونه ولی من می دونم که تو هر روز وابسته تر میشی و من خوشحال تر از اینکه تو را دارم به دست میارم .
امروز تو خیابون وقتی زنگ زدی ویه پسره بهم متلک زد و تو گفتی برو خونه و مانتو بلند و گشاد بپوش گوش کردم باورم نمی شه که اولا به حرف تو گوش میدم و ثانیا تو اینقدر رو من حساس شدی .☻☺

شیرین زبونم بگو چرا شدی بلای جونم

سلام

مگه نگفتم از این رابطه های مسخره دختر ،پسرها بدم میاد اما حالا این حرفا رابطه ها یعنی چی ؟
5-4 روز تو خونه خالم آخه خاله از مکه اومد 2 روزه اونجاییم دیشب رفتیم فرودگاه . چه قدر خوبه این چند روز که من اعصابم خورده می تونم برم و جای دیگه باشم ولی اگه تو بذاری این خاطراتت من را تنها نمی ذاره
راستی من را واسه نوه خالم پسندیدند مودبه همونی که مامانم می خواد قد بلنده همونی که داداشم می خواد خونش بالا شهره همونی که بابا می خواد ولی اونی نیست که من بخوام
این آدم را هم مثل آدم های دیگه مسخره می کنم نمی تونم دوستش داشته باشم آخه من عاشق توام .

راستی امروز روز تولدمه روز تولده یه آدم شیطون ، شیطونی که محبوب خیلی هاست اما محبوب عشقش ........؟

دوستت ...؟

سلام عزیزم ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
چرا عادت داری تو ذوق من بزنی چرا وقتی خوشحالم اذیت می کنی؟
باشه من باید بهت نارو می زدم باید دورت می زدم تو ارزش من را نمی دونی من هم می تونم پا رو احساساتم بذارم و برم تو من را نمی خوای هر روزبهونه جدید
تو یاد گرفتی ناز کنی ولی چقدر ناز بکشم ؟
من یه معلمم یه آدم تحصیل کرده که بعد از تحصیلش یادش اومده یه سری احساسات داره باید بهش گوش کنه تو را انتخاب کردم که این جوری کنی ؟
توهر روز بهونه می گیری بـــــــــــهونه
مــن خـــــــــــــــــــــســـــــــــتــــــــــــــه شــــــــــــــــــدم

عزیز دل ، دل نگرونتم هنوز

سلام بچه لوس

دیروز زنگ زدی فقط 3 دقیقه حرف زدیم گفتی اگه از نظر مالی نتونی کمکم کنی حتما معنوی هم نمی تونی. آخه چرا فکر می کنی من نمی خوام کمکت کنم . نه عزیزم من نمی تونم بهت از نظر مالی کمک کنم .
دیروز با این حرفات کاری کردی تا عصر تو اتاقم بودم ساعت 7 دیوونه شدم لباسام را پوشیدم و زنگ زدم تاکسی اومد مامان می گفت با ماشین برو ،بذار بابات ببردت. گوش نکردم 10بار با راننده گفتم دور زد تا بالاخره پیدات کردم نتونستم به یه دقیقه دیدنت اکتفا کنم اومدم مغازت . این دوستات هم که طبق معمول دست از سرت بر نمی دارند ولمون نمی کنند .کمتر از 2 دقیقه تو مغازت بودم
باورم نمی شه من که هیچ وقت احساساتی نیستم نمی تونم دوریت را تحمل کنم من هنوز نمی دونم بهشتی شدم یا جهنمی ؟من از تو یه بت ساختم و فقط می پرستمت عزیزم اگه این کار اشتباهه من تاوانش را می دم

من نمی گم خودت بگو تو بی وفا بودی یا من

سلام عزیزم

2باره صبح جمعه است و دلم هوای تو را کرده دل من تنگ شده می دونم که الان خوابی ، خوابی و من این جا تنهام . صبح بی دلیل بینی ام خون داد، بابا یکی از ماشین هاش کیلومتر 90 جاده اصفهان-تهران خراب شده اومد و این ماشین را برد .فکر نکنم تا 2 ماه دیگه بهم اجازه بده سوار ماشین شم آخه عید تو فکر تو بودم نزدیک بود مامان و بابا را بکشم .
دلم از تو گرفته از تو که همه ی زندگیمی ،
از تویی که بهت می گم 4شنبه تصادف کردم ولی اصلا نمی گی چیزیت شده یا نه ؟
از تویی که حالا بعد از چند وقت که برگشتی این جوری خودت را بی تفاوت نشون میدی.
از تویی که بارها و بارها فهمیدی که چقدر دوستت دارم ولی بازم فکر می کنی من دوستت ندادم.
نه عرفان جان اگه تو را می خوام نه به خاطر پوله ،نه به خاطر هیچ چیز دیگه ای . من تمام این امکانات را دارم ولی بازم تو را می خوام این حس هوس نیست فکر نمی کنم مطمئنم که واسم نفس شدی من می خوام کمکت کنم ولی این خودتی که سرسختی نشون میدی .
نمی دونم چرا فکر میکنی اگه یه دختر بهت خندید تو اولی نیستی که اون دختر بهش خندیده . چرا فکر میکنی اگه کسی بگه دوستت داره حتما از تو توقعی داره . نه من تو را فقط واسه خودت می خوام
حتی اگه 10000000 بار دیگه بهم کم محلی کنی ، حتی اگه 1000 جا مهمونی ،مسافرت ، تفریح یا هر جای دیگه ای برم می دونی اگه شده تاکسی بگیرم بیام ببینمت بازم این کار را می کنم میام روبرو مغازت فقط نگات می کنم و می رم .
دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتـت دارم حتی بیشتر از خودم .

باور داشته باش که دوستت دارم

سلام جیگ من

چشمهايم را كور مي كنم گوشهايم را كر مي كنم پاهايم را مي شكنم انگشتانم را بند بند مي برم سينه ام را مي شكافم قلبم رادر ميارم حتي زبانم را مي برم و لبم را مي دوزم * اما قلبم را به بيگانه نمي دهم*

امروز ساعت 10:47 زنگ زدی این دفعه 17 دقیقه صحبت کردم گفتی 3سال دیگه ،10سال دیگه ازدواج می کنم و می رم چرا فکر می کنی من با این حرفات دل ازت می کنم نه اشتباه می کنی همین الان آدم های زیادی هستند که بخوان بهشون نگاه کنم حتی واسه تو هم 1000 تا دختر خشکلترو خوش تیپ تر از من هستند ولی من فقط تو را می خوام حتی اگه دلخور باشی ناراحت باشی مهم اینه که من بالاخره عشقم را پیدا کردم مهم اینه که تو مال من باشی حتی واسه چند روز.
امروز گفتی کی بود که سند می برد قم. خوشحالم که حرفام یادته تا تک تک حرفام یادت مونده جیگر من چرا خودت را بی تفاوت نشون می دی می خوای وابسته نشم آخه وابسته تر از اینم می شه ؟
گفتی تو بلاگت بنویس آدم دوست را موقع ناراحتی هاش می خواد راست می گی ولی من نی تونم 5-4 میلیون بهت بدم من هم محدودیت هایی دارم من که گفتم من فقط می تونم 150 تومن قبضت را بدم این ثابت نمی کنه که من دوستت ندارم راستی این هفته 6تا النگو خریدم از صبح که از خواب پا می شم تا شب 100 تا کار می کنم تا یادم بره تو را ولی 2باره تویی وعشقت که نمی ذارین، من نمی تونم آخه تو هوس نیستی تا فراموشت کنم

می خوام این را خوب بدونی که پای عشق تو شدم دیوونه