تف و لعنت به تو ای عشق که منا بیچاره کردی
لعنت به اونایی که معنای عشقا نمی فهمن و مسخره اش می کنن
لعنت به اونایی که...........
و لعنت به عرفان و آدم هایی مث اون
لعنت به اونایی که معنای عشقا نمی فهمن و مسخره اش می کنن
لعنت به اونایی که...........
و لعنت به عرفان و آدم هایی مث اون
سلام
گل همیشه نازم نبودی چاره سازم نکردی مهربونی به قلب پر نیازم
آخه این اسمش وفا نیست راه و رسم عاشقا نیست
وقتی که دلم گرفته دل شکستن که روا نیست
تو تو تو تو تو تو
تویی که بر سر من عشقتو منت میذاری
رنجی که به من میدی پای محبت میذاری
تویی که با همه مهری که میگی به من داری
پس چرا سوختنمو پای عادت میذاری
محتاج محبتم خدایااااا مددی کن
شاید که خدا بگیره دست پر نیازم
شاید که خدا بتونه باشه چاره سازم
تویی که بر سر من عشقتو منت میذاری
رنجی که به من میدی پای محبت میذاری
تویی که با همه مهری که میگی به من داری
پس چرا سوختنمو پای عادت میذاری
محتاج محبتم خدایااااا مددی کن
شاید که خدا بگیره دست پر نیازم
شاید که خدا بتونه باشه چاره سازم
فرا
رسيدن سال نو را به همتون تبريك مي گم.
اومدم
بگم عاشق رفت واسه هميشه، بله، من دارم ميرم تا بتونم خاطرات عرفانم را فراموش
كنم. من رفتم تا عشقي را كه باعث آزرام شده بود ، عشقي كه من را خرد ميكرد و
سرانجامي هم نداشت را به دست خاطرات بسپرم. من تو اين مدت خيلي با اون، با ناز و
قر و عشوه هاش، بهونه گيري هاش ساختم. اما خودش ميگه من اين كارا را كردم تا تو
وابسته نشي.
اما
عرفان تو من را تشنه ي تشنه مي كردي و بعد رهام مي كردي، اما اين بار من رفتم تا
تو بفهمي چه كسي را از دست دادي .
عاشق
خسته شده از دست فخر فروشي هات، اما يادت باشه اون روزي كه تنها بودي اون روزي كه
پول مي خواستي اون روزي كه موبايل نداشتي اوني كه به دادت رسيد من بودم.
من خطم
را 12 روزيه كه خاموش كردم اما جالب اينه كه اگه مثلاْ همين طوري چند دقيقه روشن
كنم مي بينم كه اون داره زنگ ميزنه. ديروز هم 3 دقيقه روشن كردم اون زنگ زد من هم
جواب ندادم و خاموش كردم.
من 15
شبانه روز كامل نخوابيدم حتي يه لحظه، باورتون ميشه. دكتر به من مي گفت مگه ممكنه
كسي 15 شبانه روز نتونه حتي لحظه اي بخوابه.اما من مي گم ميشه اگه كسي بخواد عشقش
را تو وجودش بكشه اگه بخواد پا بذاره رو همه چيز و بره اين طوري ميشه.
من چيزي
از دست نمي دم ، درسته كه تويي كه عشقم بودي را از دست ميدم اما اين را بدون تو
چيز گرانبهاتري را از دست دادي. من مي تونم تمومه نا مهربوني هات را فراموش كنم
اما اين را مي دونم تو هيچ وقت نمي توني محبت هاي من را فراموش كني.
اما آقا
عرفان من نفرين نمي كنم مي خوام عاشق شي ديوونش بشي واسه ديدنش خودت را به هر آب و
آتيشي برني اما اون بي احساس برخورد كنه تو را به خاطر كارات مسخره كنه.اميدوارم
زود بفهمي كه چه اشتباهي كردي اما كاش دير نشده باشه.
يادتونه
پست قبلي سالگرد عشقم را جشن گرفتم اما حالا دارم ساز رفتن مي زنم من همه ي تلاشم
را كردم اما اون بي وفاي سنگ دل خيلي اذيتم كرد. من تمام خاطراتم با اون را يادمه
و فراموش نمي كنم(سعي مي كنم كم كم فراموش كنم).
اين اخرين پسته، اما نه ، من ميام دوباره اما اين بار از موفقيت هام مي نويسم. به جاي وقتي كه به عرفان اختصاص دادم به خودم و آرزوهايم اختصاص ميدم و ميام واسه شمايي كه هميشه باهام بودين تعريف مي كنم. اما اين را بدونين كه الان خيلي تنهام، خيلي خستم، تو ذهنم پر از علامت سواله و پرسش.
فقـــــــــــــــــــــــــــط خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا تو كمكم كن تا بتونم اين مراحل سخت را طي كنم.
سلام
خوبين؟
اولا تسليت مي
گم به خاطر شهادت سرور و سالار شهيدان.
ثانيا امروز
سالگرد عشق من و عرفان.
1 سال از اون
روز مي گذره و من هنوز دوستش دارم نه عاشقشم. اون روز به روز د لبرتر مي شه و من
عاشق تر.
ديشب تا
حالا تو آشپزخونس، بله ، درست خوندين. ايشون واسه عزاي امام حسين در حال
آشپزين. هر چي زنگ زدم گوشيشون را برنداشتن. البته يكشنبه به درخواست ايشون
من به مغازشون رفتم(البته بعد از 4 ماه).
دوشنبه هم واسش ژل
خريده بودم اومد بهش بدم و بعد با هم رفتيم شركت دوست بابام. 2 ساعتي با
هم بوديم. خيلي دوست داره وابسته تر نشيم اما مگه ميشه ؟ اون نگران آيندمه
و من از اين عشق خيلي چيزا ياد گرفتم.
طريقه آشناييمون
را تو
http://www.2erfan.blogfa.com/post-24.aspxآآشآ
بخونين.
خدايا عاشقم
عاشقترم كن سراپا آتشم خاكسترم كن
سلام
خوبين چطورين
مرسي از سياوش وشهاب و همه ي عرفان هاي ديگه و بچه هاي ديگه كه ميان به من و عرفان سر ميزنن. آف گذاشته بودين كه چرا آپ نمي كني و از خودت بگو باشه. من چند روز مريض بودم .
الان هم دكتر گفته داري ميگرن عصبي ميگيري
آخه تصورش را بكنين مني كه از ارديبهشت تا الان
دنبال كارهاي اموزشگاهم ، الان بايد به من بگن كه شرمنده شما 25 سالتون نيست برين
تا 25 سالگيتون اينا همه به كنار به من ميگن معلمي خوب باشه قبول بايد بري هرند
درس بدي از اين جا تا اون جا حداقل70 كيلومتر راهه اينا همه به كنار كارت مربيگريم را به اين دليل كه قراردادم تموم شده
صادر نكردن يعني كارتي كه ماه مرداد بايد ميدادن ندادن تا حالا .از بس كلاس رفتم و
دنبال اون كار و اينكار بودم دارم ديوونه ميشم خسته شدم اينا همه تلاش حالا خيلي
راحت ميان ميگن قوانين عوض شد باورتون
ميشه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما من دست از تلاش برنميدارم من با اين سن كمم
معلم هنرستاني ها هستم تازه با 2سال سابقه كار ، همه من را با بچه هاي مدرسه
اشتباه ميگيرن
من با اين ها همه مشغله ، دارم دندونپزشكي را به صورت تجربي ياد ميگيرم و
واسه مدركم بايد برم تهران .
اما نميرم چون اينا همه تلاش كه اين جا داشتم
تموم ميشه
سال ديگه اين مدرك توي اصفهان هم صادر ميشه
اينم از خودم
حالا از همه چي بگذريم و عفي جونم را بگم ايشون
خوبن امروز 1ساعت پيششون بودم آخه حالم بد بود ميخواستم باهاش درد و دل كنم اون هم
مرتب زنگ ميزد و احوالم را ميپرسد و امروز هم گفت بريم پيش هم. البته نيم ساعت دير
اومد و من هم كلافه شده بودم باهاش بد خلقي كردم اما اون ميدونه چه طوري راضيم كنه
با هم در مورد همه چي صحبت كرديم مثلا اين كه عرفان مي خواد ازدواج كنه البته تا ازدواج كنه طول ميكشه
اول بايد دنبال يه كيسي بگرده
بعد من هم گفتم فقط به 3علت ازدواج ميكنم 1-عشق
و علاقه زياد(اين چيزا از من بعيده)2-يه آدم خارجي3-پول خيلي خيلي خيلي زياد
اينا يعني اين كه من ازدواج نمي كنم واينا همه
بهونست خلاصه با خودم عشق ميكنم
با ايشون هم گفتم تقصير اون نيست وقتي يه دختر خيلي راحت و بدون هيچ قانوني خودش را در اختيار
كسي قرار ميده خوب حالا اين وسط ميخوايم يكي وفادار بمونه مگه ميشه آخه
وقتي هيچ كس به خودش نميگه اين آدمي كه من خيلي راحت پيشش ميرم صاحب داره اين تقصير بعضي از دختراست كه ارزششون را ميارين
پايين و اين طوري ميكنن . من توقع ندارم
كه اون به من خيانت نكنه
اما اون كسي كه بايد وفادار بمونه منم ، مني كه
اومدم و داد زدم كه عشق اول و آخر من عرفان
ديگه هيچ بحثي نمي كنيم آخه اخلاق هامون دست هم
اومده و ديگه ميدونيم طرف مقابل چي ميخواد و ديگه لج ( البته بعضي اوقات) نميكنيم
هفته ديگه ميرم اونجا البته به اصرار دادشم و
تازه من را بگو با داداشم كه ميرم جلف ميرم بيرون ،حالا چه طوري هفته ديگه مقابل عرفان جلف ظاهر شم من خجالت ميكشم
آخه از وقتي با عرفان صميمي شدم مرتب چادر سرم
ميكنم و با حجاب تر شدم اين حق عرفان كه من بهش
خيانت نكنم
مرسي اقا عرفانم
كه امشب من را درك كردي
خلاصه كه اوضاع خوبه ، اميدوارم همه مثل من
عشقشون را ببينن
سلام ، عرفان جونم بهم زنگ زد روزه گرفتن
واسش سخت .
اما تو را خدا اگه كسي اين شبا رشتش به
خدا وصل شد واسه من واون هم دعا كنه .آخه اين كه نشد من همش دور از اون باشم .
عرفان جونم هم خسته شده . اونم نمي دونه چي كنه نه من پيششم نه .......من هم از
اين طرف
واقعا اين عاشقگي چقدر سخته ، من كه
مردم از دوري .همش ياد اين شعر افتادم
من ديروز رفتم اون جا من عاشقم و
اون دوستدارمن . كسي تفاوت بين اين دو تا
را مي دونه ، بله هر كي عاشقه مي دونه حس من چيه . من و اون با هم لجبازي مي كنيم
و از اين آزار و اذيت هم لذت مي بريم .
مثلا من به اون گير ميدم كجا بودي با
اين كه ميدونم اون هميشه كجاست و چي ميكنه .
يا اون يك هفته زنگ نمي زنه بعد هم ميگه
من 2روز پيش زنگ زدم بعد تو حرفاش ميگه كه چه روزي و كي زنگ زده .مي خواد خودش را
بي تفاوت نشون بده
يا اين كه سر به سر من مي ذاره و بعد هم
اگه كسي واسه من حرف بزنه خودش را ميكشه . الان هم بدون اجازش رفتم اون جا الان هم
اون هم داغونه من هم پشيمونم اين بار با اين كه لجبازي كردم اما خوشحال نيستم و من
هم ناراحتم
عرغانم من را ببخش به اين خاطر كه
عاشقتم نمي تونم ببينم تنهايي و نمي تونم ببينم كه تو جايي باشي و من پيشت نباشم
من هر موقع اون را ميبينم عقل و هوشم را
مي بازم اين حالت من را فقط عاشقا مي فهمن شما چي مي فهمين ؟