سلام عزیزم

امشب از خونه خاله برگشتم وای دلم واست تنگ شده .به دیدنت نمیام چون می ترسم لوس شی .
20بار این چند روز زنگ زدی و نشد حرف بزنیم آخه دور و برم شلوغ بود .ببخش که نتونستم دلم تنگ شده بی تاب شدم .
میگی فقط تو را دارم دلم گواه که من را می خوای ولی نمی گی چرا ش را خدا می دونه ولی من می دونم که تو هر روز وابسته تر میشی و من خوشحال تر از اینکه تو را دارم به دست میارم .
امروز تو خیابون وقتی زنگ زدی ویه پسره بهم متلک زد و تو گفتی برو خونه و مانتو بلند و گشاد بپوش گوش کردم باورم نمی شه که اولا به حرف تو گوش میدم و ثانیا تو اینقدر رو من حساس شدی .☻☺