سلام

دیشب دوستت نوشته بود که delam mikhad ye hale kojik behem bedi چرا تو این جوری می کنی که هر کسی اجازه بده تو رابطه من و تو دخالت کنه .
ولی طبق معمول دوستات بودند . نمی ذاشتند نگات کنم ..
یکی از دوستات تو این چند لحظه چشم بر نمی داشت. اون دوستت هم گفت با من راه بیا تا رابطتون را درست کنم . ولی من نه گفتم .چرا فکر می کنند اگه کسی گفت کسی را دوست داره هرزه و بیخودیه و هر چیزی را قبول می کنه من به خاطرت می میرم اما تن به این کارها نمی دم ، اون هم ناراحت شد .
تو عصر هم زنگ زدی و گفتی به من دل نبند .
اگه تو تنهایی بپوسم به هیچ کس جز تو فکر نمی کنم . همه ی دوستات تا من را می بینند با من یه جوری رفتار می کنند . می فهمم که اونا از من خوششون ........... اما تو من را .............
آخرش تو من را دیوونه کن تا با دوستات رفیق شم . اما نه من هوسباز نیستم نه این کار را نمی کنم
یه جایی خوندم عشق از بین نمی ره و اگر از بین بره تبدیل به نفرت میشه .